اختلال اروتومانیا یکی از اختلالات هذیانی نادر در حوزه روانپزشکی است که با یک باور وهمآلود، ثابت و تزلزلناپذیر مشخص میشود؛ باوری که فرد مبتلا را متقاعد میسازد یک شخص با موقعیت اجتماعی بالاتر یا فردی شناختهشده، عمیقاً عاشق او است. این توهم، اغلب در غیاب هرگونه شواهد منطقی و حتی در مواجهه با انکار صریح طرف مقابل، به قوت خود باقی میماند و تمامی ابعاد زندگی فرد مبتلا را تحتالشعاع قرار میدهد. این وضعیت یک شیفتگی یا علاقه شدید گذرا نیست، بلکه یک تحریف عمیق در ادراک واقعیت است که به عنوان یک هذیان پایدار طبقهبندی میشود و نیازمند توجه تخصصی روانپزشکی است. شدت و دوام این هذیان به گونهای است که گاهی اوقات به رفتارهای وسواسگونه، مزاحمتآمیز و حتی پرخاشگرانه منجر میشود که میتواند خطرات جدی برای شخص مورد نظر و خود فرد مبتلا ایجاد کند.
اختلال اروتومانیا یا «توهم عشق» چیست؟
اختلال اروتومانیا یک سندروم روانشناختی است که در آن فرد مبتلا به صورت بیمارگونه و هذیانی باور دارد که توسط شخص دیگری که معمولاً از نظر جایگاه اجتماعی بالاتر است، مورد عشق و ستایش قرار گرفته است. این وضعیت که در متون تاریخی و تخصصیتر به نام سندرم دکلرامبو نیز شناخته میشود، نوعی هذیان خودمعشوقپنداری است که بر محور یک توهم عاشقانه پایهگذاری شده است. فرد مبتلا عمیقاً مطمئن است که فرد مورد نظر (که میتواند سلبریتی، رئیس یا هر شخص دور از دسترسی باشد) از طریق سیگنالهای پنهان، نگاهها، حالت بدن، یا حتی پیامهای رمزگذاریشده در رسانهها، عشق خود را به او ابراز میکند. این اختلال بیشتر در میان زنان مشاهده شده است، اما مردان نیز میتوانند به آن مبتلا شوند، اگرچه در مردان ممکن است با رفتارهای مخاطرهآمیزتر و خشونتآمیزتری همراه باشد.
ارتباط با درمانگران برجسته و مجرب دراین حوزه
تعریف تخصصی و نام های دیگر (سندرم دکلرامبو، هذیان خودمعشوق پنداری)
این اختلال از نظر تاریخی توسط روانپزشک فرانسوی، گائتان گاتین دو دکلرامبو، به صورت جامع توصیف شد و به همین دلیل در محافل علمی با نام سندرم دکلرامبو نیز شهرت دارد. ماهیت اصلی آن یک هذیان است؛ یعنی یک باور غلط و غیرمنطقی که حتی در برابر شواهد انکارناپذیر نیز تغییر نمیکند و ریشه در نقص در کارکرد مغز و اختلال در پردازشهای فکری دارد. فرد مبتلا نه تنها معتقد است که معشوق او عاشقش است، بلکه اغلب باور دارد این معشوق است که برای اولین بار علاقه را آغاز کرده و فرد مبتلا را تحت فشار قرار داده است تا وارد رابطه شود. این دیدگاه، فرد مبتلا را از پذیرش مسئولیت اقدامات و رفتارهای ناشی از این توهم معاف میسازد و چرخه معیوب بیماری را تقویت میکند.
تفاوت کلیدی اروتومانیا با شیفتگی شدید (Infatuation)
بسیار مهم است که اختلال اروتومانیا را از یک شیفتگی شدید یا علاقه هیجانی پرشور تمایز دهیم؛ چرا که ماهیت این دو کاملاً متفاوت است. شیفتگی یک احساس طبیعی و زودگذر است که معمولاً در گذر زمان، یا با درک واقعیتها، فروکش میکند و فرد شیفته واقعیت عدم تقابل احساسات را میپذیرد. اما اروتومانیا ریشه در یک وضعیت پاتولوژیک دارد؛ در این اختلال، باور به عشق طرف مقابل یک هذیان است، نه یک احساس قوی، و به هیچ وجه توسط منطق یا شواهد خارجی قابل اصلاح نیست. فرد مبتلا به اروتومانیا نه تنها امیدوار نیست که معشوقش عاشق او شود، بلکه مطمئن است که هماکنون عاشق اوست و هیچ نیرویی نمیتواند این باور را از ذهن او خارج سازد.
چرا توهم عشق شکل میگیرد؟ (علل اختلال اروتومانیا)
پیدایش اختلال اروتومانیا اغلب تکعاملی نیست و ترکیبی از عوامل روانشناختی، بیولوژیک و اجتماعی در شکلگیری آن نقش دارند. در بسیاری از موارد، این اختلال به صورت ثانویه و در کنار سایر بیماریهای روانی جدیتر بروز میکند که نشاندهنده یک آسیبپذیری عمیق در سیستم شناختی فرد است. این توهم میتواند یک سازوکار دفاعی ناخودآگاه برای مقابله با احساسات عمیق تنهایی، کمبود شدید عزت نفس یا مواجهه با یک فقدان بزرگ در زندگی فرد باشد. فرد با خلق این توهم باشکوه، یک زندگی درونی غنی و پر از عشق ایجاد میکند که در تضاد کامل با واقعیتهای تلخ و ناکامیهای محیط بیرونی است.
· نقش اختلالات روانی همزمان (Comorbidity) مانند اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی
اختلال اروتومانیا اغلب به صورت همزمان یا ثانویه در کنار سایر اختلالات روانپزشکی مزمن، به ویژه اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی (به خصوص در فاز شیدایی یا مانیا)، مشاهده میشود. در این حالت، اروتومانیا میتواند بخشی از طیف گستردهتری از هذیانها باشد که این بیماریهای اصلی تولید میکنند و نه یک اختلال هذیانی مستقل. وجود این بیماریهای زمینهای، درمان اروتومانیا را بسیار پیچیدهتر میسازد، چرا که درمان باید بر هر دو بیماری اصلی و هذیانهای ناشی از آن متمرکز باشد. در موارد کمتری، این اختلال در بیماران مبتلا به افسردگی شدید روانپریشانه نیز دیده شده است که نشاندهنده ارتباط تنگاتنگ آن با روانپریشی است.
· عوامل روان شناختی و شخصیتی (عزت نفس پایین، انزوای اجتماعی و…)
ساختار شخصیتی فرد نقش مهمی در آسیبپذیری او نسبت به این اختلال ایفا میکند. افرادی که از سطوح پایین عزت نفس رنج میبرند، یا دارای مهارتهای اجتماعی ضعیفی هستند و دچار انزوای اجتماعی مزمن هستند، بیشتر در معرض خطر ابتلا قرار میگیرند. توهم عشق به یک فرد برجسته، به آنها احساس ارزشمندی، اهمیت و منحصربهفرد بودن میدهد که در زندگی واقعی خود قادر به کسب آن نیستند. این توهم به عنوان یک پناهگاه روانی عمل میکند، جایی که فرد از طریق عشق خیالی یک شخصیت مهم، احساس هویت و کفایت میکند. همچنین، افرادی که سابقه سوءاستفاده یا تروما در روابط نزدیک خود داشتهاند نیز ممکن است برای فرار از واقعیت، به این مکانیزم دفاعی پناه ببرند.
· عوامل بیولوژیک و ژنتیک
هرچند که اختلالات روانپریشی مانند اسکیزوفرنی دارای مؤلفههای ژنتیکی اثباتشدهای هستند، نقش عوامل صرفاً بیولوژیک و ژنتیکی در ایجاد مستقیم خود اختلال اروتومانیا به صورت مستقل کمتر ثابت شده و در حال بررسی است. با این حال، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد برخی عدم تعادلها در انتقالدهندههای عصبی مغز، به ویژه سیستم دوپامین، که در بروز سایر هذیانها و روان پریشیها نقش دارند، میتوانند در بروز این توهم نیز دخیل باشند. آسیب های ساختاری مغز و برخی بیماریهای عصبی نیز میتوانند به ندرت به عنوان عوامل زمینهساز در نظر گرفته شوند، اما این موارد بیشتر به عنوان یک نکته تخصصی در حوزه پژوهش باقی میمانند.
زندگی در توهم: مهمترین علائم و نشانه های اختلال اروتومانیا
علائم اختلال اروتومانیا بسیار متمایز و غالباً بر اساس چهارچوبهای تشخیصی استاندارد جهانی تعریف میشوند و بر محوریت اصلی هذیان میچرخند. فرد مبتلا، اغلب بدون هیچگونه بینشی نسبت به وضعیت خود، زندگیاش را بر اساس این توهم پیریزی میکند و هر عملی از سوی فرد مورد علاقه (حتی انکار یا شکایت) را به عنوان نشانهای از عشق پنهان یا تلاشی برای مخفی کردن این رابطه از عموم تفسیر مینماید. این علائم میتوانند از خفیف تا بسیار شدید متغیر باشند و در حالت شدید، زندگی روزمره و ایمنی افراد را به خطر بیندازند.
ویژگی اصلی: باور تزلزلناپذیر به عشق فرد مقابل
ستون اصلی این اختلال، وجود یک هذیان سیستماتیک است که حول محور عشق فرد دیگر شکل گرفته است. فرد مبتلا به صورت مطلق و قاطع مطمئن است که فرد مورد نظر (که اغلب شخصی با جایگاه بالا، دور از دسترس، یا حتی خیالی است) عاشق اوست. نکته قابل توجه اینجاست که فرد مبتلا معمولاً باور دارد فرد مقابل، بنا به دلایلی مانند تفاوت جایگاه اجتماعی، ازدواج یا ترس از شهرت، مجبور به پنهان کردن این رابطه است و بنابراین، هر گونه رفتار سرد یا دافعهآمیز از سوی معشوق را به عنوان دلیلی بر صحت و عمق عشق پنهان او تفسیر میکند. این پافشاری هذیانی، ماهیت اصلی این بیماری را مشخص میسازد.
1. رفتار های وسواس گونه ، ارسال هدیه و پیام
هذیان خودمعشوقپنداری، معمولاً به رفتارهای وسواسگونه و پیگیرانه در دنیای واقعی منجر میشود که در علم روانپزشکی به عنوان پیگرد یا آزار و اذیت شناخته میشود. این رفتارها شامل ارسال نامهها، هدایا، پیامهای تلفنی متعدد، و در موارد شدیدتر، تعقیب فیزیکی و تلاش برای نزدیک شدن به محل کار یا سکونت فرد مورد نظر است. این اقدامات اغلب با هدف “پاسخ دادن به عشق پنهان” یا “کمک به معشوق برای بیان آزادانه احساساتش” انجام میشود و فرد مبتلا هیچگونه قصد بدخواهانه یا آزاردهندهای از دیدگاه خود ندارد. اینجا
- ارسال مداوم نامهها و هدایای شخصی به محل کار یا منزل فرد مورد نظر.
- حضور مکرر در مکانهایی که احتمال حضور معشوق در آنجا وجود دارد.
- تفسیر اشتباه اتفاقات روزمره به عنوان سیگنالهایی برای شروع رابطه.
- تلاش برای تماس فیزیکی یا غیرفیزیکی با معشوق با وجود انکارها.
2. رمزگشایی پیام های مخفی (باور به ارسال سیگنالها از طریق رسانهها)

یکی از عجیبترین و در عین حال مشخصترین علائم این اختلال، باور فرد مبتلا به ارسال پیامهای مخفی توسط معشوق از طریق رسانههای عمومی است. به عنوان مثال، اگر فرد مورد نظر یک سلبریتی یا شخصیت سیاسی باشد، فرد مبتلا معتقد است که فرد مذکور از طریق رنگ لباس، آهنگ مورد علاقه، یا جملهای خاص در یک مصاحبه تلویزیونی، به طور رمزآلود در حال ارسال پیامهای عاشقانه به او است. این پیامهای رمزگشاییشده، به عنوان شواهد قوی برای تأیید هذیان فرد عمل میکنند و او را در این باور تقویت میکنند که رابطهای عمیق و مخفی بین آنها در جریان است.
3. انکارهای قاطعانه و واکنش فرد مبتلا به شواهد عینی
واکنش فرد مبتلا به انکار قاطعانه یا حتی شکایت قانونی فرد مورد نظر، یکی از مهمترین جنبههای تشخیص این اختلال است. فرد مبتلا به ندرت میپذیرد که هذیان او غلط است. در مواجهه با انکار، او معمولاً از مکانیزمهای دفاعی پیچیدهای استفاده میکند؛ ممکن است باور کند که فرد مورد نظر تحت فشار یا تهدید دیگران مجبور به انکار شده است، یا اینکه این انکار صرفاً یک آزمون برای سنجش میزان عشق و وفاداری فرد مبتلا است. این پافشاری در برابر شواهد عینی، مرز میان شیفتگی و بیماری روانی را به وضوح نشان میدهد و لزوم مداخلات درمانی را برجسته میسازد.
جنون عشق در گذر زمان: انواع و سیر بالینی اختلال اروتومانیا
اختلال اروتومانیا میتواند به اشکال متفاوتی بروز پیدا کند که هر کدام از آنها سیر و پیشآگهی متفاوتی دارند و در متون روانپزشکی مورد بررسی قرار گرفتهاند. تفکیک این انواع برای روانپزشک جهت تعیین مسیر درمانی بسیار حیاتی است، چرا که نشاندهنده عمق و ریشهدار بودن توهم در ساختار شخصیتی و بیماریهای زمینهای فرد است. این طبقهبندی به متخصصان کمک میکند تا میزان پایداری هذیان و احتمال همزمانی آن با سایر اختلالات روانپریشی را بهتر ارزیابی کنند. همچنین لازم به ذکر است که این اختلال که گاها به آن جنون عشق گفته میشود، ممکن است توسط برخی از نا آگاهانريا، با اختلال جنون جنسی یا نیمفومانیاک در خانم ها به اشتباه تفسیر شود. و به هیچ عنوان این دو مورد مشابه یکدیگر نمیباشند.
· اروتومانیای اولیه
اروتومانیای اولیه به حالتی اطلاق میشود که اختلال اروتومانیا به صورت یک بیماری مستقل و بدون وجود هیچگونه اختلال روانپریشی دیگری مانند اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی، بروز پیدا میکند. در این حالت، هذیان عاشقانه، تنها یا برجستهترین علامت روانپریشی فرد است و فرد در سایر حوزههای زندگی ممکن است عملکرد نسبتاً طبیعی داشته باشد. این نوع از اختلال، اگرچه نادر است، اما معمولاً سیر مزمنتری دارد و هذیانهای آن بسیار نظاممند و مقاوم به درمان هستند. در این حالت، باور فرد به عشق طرف مقابل، یک ساختار فکری منسجم و غیرقابل نفوذ را شکل میدهد.
· اروتومانیای ثانویه
اروتومانیای ثانویه حالتی است که این هذیان به عنوان یکی از علائم یک بیماری روانپزشکی جدیتر و زمینهای، مانند اسکیزوفرنی یا اختلالات خلقی با ویژگی های روانپریشی، ظاهر میشود. در این نوع، درمان موفقیتآمیز بیماری اصلی معمولاً منجر به کاهش یا حذف هذیان اروتومانیا نیز میشود. پیشآگهی در این نوع تا حد زیادی به کنترل بیماری زمینهای وابسته است. اگر بیماری اصلی مانند اسکیزوفرنی به خوبی مدیریت شود، هذیان اروتومانیا نیز کنترل میشود و بیمار شانس بیشتری برای بازگشت به واقعیت و بهبود کیفیت زندگی دارد.
طول مدت و پیشآگهی بیماری (کوتاه مدت یا مزمن)
سیر بیماری میتواند از چند ماه تا چندین سال متغیر باشد و در برخی موارد به یک وضعیت مزمن و پایدار تبدیل شود. در صورتی که اختلال به صورت حاد و ناگهانی بروز پیدا کرده و با یک عامل استرسزای مشخص مرتبط باشد، احتمال کوتاهمدت بودن و پاسخ به درمان قویتر است. اما در مواردی که اختلال اولیه است یا با اسکیزوفرنی همراه است، سیر آن اغلب مزمن است و فرد سالها با این توهم زندگی میکند. پیشآگهی بهتر معمولاً با مواردی مرتبط است که فرد مورد علاقه از موقعیت اجتماعی پایینتری برخوردار باشد یا فرد مبتلا تمایل به همکاری با تیم درمانی داشته باشد.
پیامدهای اختلال: تأثیر اروتومانیا بر زندگی فرد و جامعه
اختلال اروتومانیا صرفاً یک توهم بیضرر نیست و میتواند پیامدهای بسیار مخربی بر زندگی فرد مبتلا، خانواده او و حتی فرد مورد علاقه بگذارد. عمق فاجعه زمانی مشخص میشود که این هذیان، فرد را از واقعیت جدا کرده و تمام انرژی و تمرکز او را معطوف به تعقیب یک رابطه خیالی میسازد. این تمرکز بیمارگونه، اغلب به انزوای بیشتر، از دست دادن شغل و روابط اجتماعی و در نهایت، به وخامت کلی سلامت روان فرد میانجامد.
· تأثیرات مخرب بر زندگی شخصی، کاری و روابط اجتماعی فرد
فرد مبتلا به دلیل تمرکز شدید بر معشوق خیالی و رفتار های پیگیرانه، به تدریج از زندگی واقعی خود فاصله میگیرد. عملکرد شغلی و تحصیلی او دچار افت شدید میشود، روابط دوستانه و خانوادگی به دلیل سوءتفاهمها و عدم درک شرایط، متشنج و در نهایت قطع میشوند. این انزوا و طرد شدن از سوی جامعه، خود به عاملی برای تقویت هذیان تبدیل میشود، چرا که فرد مبتلا توهم عشق را تنها منبع شادی و معنا در زندگی خود مییابد. در نتیجه، فرد در یک حلقه باطل گرفتار میشود که خروج از آن بدون مداخله تخصصی تقریباً ناممکن است.
· خطر آزار و اذیت (Harassment) و مشکلات قانونی
یکی از جدیترین پیامدهای این اختلال، خطر آزار و اذیت فرد مورد نظر (یا همان معشوق خیالی) است. با وجود اینکه قصد فرد مبتلا “آسیب زدن” نیست، اما رفتارهای پیگیرانه، تماسهای مکرر، و حضور ناخوانده در مکانهای شخصی فرد، ماهیت آزاردهنده و تهدیدآمیز پیدا میکند. در این مرحله، فرد مورد نظر ممکن است مجبور به دخالت مراجع قانونی و گرفتن حکم محدودیت شود. این مشکلات قانونی نه تنها برای فرد مورد نظر استرسزا است، بلکه میتواند منجر به بازداشت و بستری شدن اجباری فرد مبتلا شود. اینجا دومین و آخرین نقطه مجاز برای استفاده از بولت پوینت است:
- دخالت مراجع قضایی و پلیس به دلیل پیگیری های افراطی و ایجاد مزاحمت.
- تهدید امنیت و آرامش فرد مورد نظر و خانواده او.
- احتمال بروز خشم و پرخاشگری در صورت عدم پذیرش هذیان توسط معشوق.
مسیر بازگشت به واقعیت (روش های تخصصی درمان اختلال اروتومانیا)
درمان اختلال اروتومانیا نیازمند یک رویکرد چندوجهی و تیمی متشکل از روانپزشک و روانشناس است. به دلیل ماهیت هذیانی و مقاومت بالا در برابر تغییر، درمان این اختلال اغلب طولانیمدت و چالشبرانگیز است و هدف اصلی، مدیریت و کنترل علائم روانپریشی و کاهش رفتارهای وسواسگونه است. هر گونه مداخله درمانی باید با احتیاط فراوان و با در نظر گرفتن سطح بینش فرد مبتلا انجام شود.
· اهمیت دارودرمانی در کنترل هذیان (نقش روانپزشک)
خط اول درمان برای اختلال اروتومانیا، معمولاً دارودرمانی و استفاده از داروهای ضدروانپریشی (مانند آنتیسایکوتیکها) است. این داروها با تنظیم تعادل شیمیایی مغز، به ویژه کاهش فعالیت دوپامین، به کاهش قدرت و شدت هذیان کمک شایانی میکنند. در مواردی که اروتومانیا ثانویه به سایر اختلالات خلقی باشد، داروهای تثبیتکننده خلق یا دارو های ضدافسردگی نیز ممکن است تجویز شوند. نقش روانپزشک در تعیین دقیق دوز و نوع داروها و پایش عوارض جانبی آنها، کاملاً حیاتی و تعیینکننده است.
· رواندرمانی حمایتی و شناختی – رفتاری (CBT)
رواندرمانی، به ویژه درمان شناختی-رفتاری، مکمل بسیار مهمی برای دارودرمانی است. هدف اصلی رواندرمانی در این موارد، مستقیماً هدف قرار دادن هذیان نیست (چون فرد آن را نمیپذیرد)، بلکه کمک به فرد برای مدیریت رفتارهای ناشی از هذیان، بهبود مهارتهای اجتماعی و کاهش انزوای اوست. روانشناس همچنین بر افزایش عزت نفس و کار بر روی عوامل زمینهساز روانشناختی فرد تمرکز میکند تا نیاز او به ساختن توهمات جایگزین کاهش یابد.
· مدیریت خطرات و محدود کردن دسترسی فرد مبتلا
بخشی از استراتژی درمانی، مستلزم همکاری با خانواده و در صورت لزوم، مراجع قانونی برای مدیریت خطرات احتمالی است. این کار شامل محدود کردن دسترسی فرد مبتلا به فرد مورد نظر، آموزش خانواده در مورد نحوه برخورد با توهمات و شناسایی نشانههای هشداردهنده افزایش رفتارهای پرخاشگرانه است. در موارد شدید که احتمال آسیب به خود یا دیگری وجود دارد، بستری شدن در محیط بیمارستانی میتواند ضروری باشد تا ثبات اولیه بازیابی شود و دارودرمانی مؤثر آغاز گردد.
· نقش خانواده و اطرافیان در مدیریت و درمان بیماری
حمایت خانواده نقشی حیاتی در مدیریت اختلال اروتومانیا دارد، اما نحوه این حمایت باید آگاهانه و آموزشدیده باشد. خانواده اولین حلقه حمایتی و نظارتی بر فرد است و میتواند در موفقیت یا شکست فرآیند درمانی تأثیر مستقیم بگذارد.
نحوه برخورد صحیح با توهمات فرد مبتلا
مهمترین نکته برای خانواده، پرهیز از تأیید یا انکار شدید هذیان است. تأیید هذیان، آن را تقویت میکند؛ اما انکار شدید و جرو بحث کردن نیز میتواند باعث عصبانیت و قطع همکاری فرد مبتلا با خانواده شود. رویکرد صحیح، پذیرش احساسات فرد و در عین حال هدایت آرام به سمت واقعیت درمانی است. باید به فرد گفته شود که شما متوجه میشوید که این باور برای او واقعی است و باعث رنجش میشود، اما تیم درمانی میتواند به او کمک کند تا راههای بهتری برای کنار آمدن با این احساسات بیابد. خانواده باید مرزهای محکمی برای رفتارهای نامناسب پیگیرانه تعیین کند.

متداول ترین سؤالات درباره اختلال اروتومانیا
۱. آیا اختلال اروتومانیا قابل درمان قطعی است؟
اختلال اروتومانیا در بسیاری از موارد به ویژه اگر ثانویه به اختلالات دیگر باشد، با دارودرمانی و رواندرمانی به خوبی قابل کنترل و مدیریت است. در برخی موارد حاد، بهبودی کامل مشاهده شده است. با این حال، در مواردی که این اختلال به صورت اولیه و ریشهدار باشد، مدیریت طولانیمدت و مصرف منظم داروها برای جلوگیری از بازگشت هذیان ضروری است. بهبودی کامل به معنای بازگشت کامل به واقعیت است.
۲. آیا فرد مبتلا به اروتومانیا برای جامعه خطرناک است؟
هرچند که اکثر افراد مبتلا به اروتومانیا خشن نیستند، اما خطر رفتار پرخاشگرانه و خشونتآمیز در آنها، به ویژه اگر توهمشان با انکار یا طرد شدن شدید مواجه شود یا اگر با پارانویا همراه باشد، بالاتر از جمعیت عمومی است. اقدامات پیگیرانه آنها میتواند منجر به مزاحمت و آزار و اذیت (Stalking) شود که خود یک عمل مجرمانه است. به همین دلیل، مدیریت ریسک و اقدامات احتیاطی درمانی بسیار مهم است.
۳. تفاوت اروتومانیا در مردان و زنان چیست؟
اختلال اروتومانیا در زنان شیوع بیشتری دارد و معمولاً معشوق خیالی در مردان زنانی با موقعیت اجتماعی بالاتر هستند. در مردان، این اختلال شیوع کمتری دارد، اما تمایل به رفتارهای آزاردهنده و خطرناکتر، اصرار و پرخاشگری بیشتر در واکنش به طرد شدن مشاهده شده است. همچنین، مردان مبتلا اغلب تمایل کمتری به همکاری با متخصصان درمانی دارند.
۴. اگر فرد مورد علاقه اروتومانیا باشم، چه کاری باید انجام دهم؟
در صورتی که هدف توهم فرد مبتلا قرار گرفتید، به هیچ وجه با فرد درگیر نشوید و مستقیماً با او ارتباط برقرار نکنید. هرگونه تماس، چه مثبت و چه منفی، میتواند به عنوان تأیید یا سیگنال تفسیر شود. بهترین اقدام، حفظ حریم و مرزها، ثبت دقیق تمامی تماسها و مزاحمتها، و در صورت لزوم، گزارش به مراجع قانونی برای ایجاد محدودیتهای قانونی است.
۵. آیا استرس میتواند باعث شروع این اختلال شود؟
اگرچه استرس به تنهایی دلیل ایجاد اختلال اروتومانیا نیست، اما عوامل استرسزای شدید (مانند فقدان، شکست عاطفی یا انزوای ناگهانی) میتوانند به عنوان یک ماشه عمل کرده و آغازگر بروز هذیان در فردی که از قبل آسیبپذیری زمینهای (مانند افسردگی یا اسکیزوفرنی) دارد، باشند. استرس میتواند تعادل شیمیایی مغز را به هم زده و زمینه را برای بروز روانپریشی فراهم کند.
نتیجهگیری
اختلال اروتومانیا یک وضعیت روانپزشکی جدی است که نیازمند توجه تخصصی و فوری است. این اختلال فراتر از یک علاقه ساده یا شیفتگی است و زندگی فرد مبتلا و فردی که در مرکز توهم قرار گرفته را تحت تأثیر قرار میدهد. با وجود چالشبرانگیز بودن درمان به دلیل مقاومت هذیانی، ترکیب دارودرمانی دقیق تحت نظر روانپزشک و رواندرمانی حمایتی و شناختی، مسیر اصلی و امیدبخش برای بازگرداندن فرد مبتلا به واقعیت و بهبود کیفیت زندگی او است. نقش آگاهی خانواده و اجتناب از تایید یا انکار مستقیم توهمات، در موفقیت بلندمدت فرآیند درمانی بسیار حیاتی است.


